الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
259
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
هربندهاى به ازاى هرروز از ايام عمرش بيست و چهار خزانه به عدد ساعات شبانهروز گشوده شود . پس خزانهاى بيند پر از نور و سرور . با مشاهدهء آنچنان شادمانى و سرورى به او دست دهد كه اگر بر تمام اهل دوزخ تقسيم گردد از خود بىخود گردند و سختى و الم آتش را بهكلى فراموش كنند ، و آن ساعتى بوده كه به طاعت حقّ مشغول بوده است . و آنگاه خزانهء ديگرى گشوده شود و آن را بسيار ظلمانى و بدبو ببيند پس چنان ترس و وحشتى به او دست دهد كه اگر بر تمام بهشتيان پخش گردد خوشى و شادمانى آنان را منغّص و تلخ گرداند ، و آن ساعتى بوده كه در آن خدا را معصيت كرده است . سپس خزانهء ديگرى گشوده شود كه آن را خالى بيند و آن ساعتى بوده كه در آن خوابيده و يا به كار مباح ديگرى مشغول بوده است . پس با ديدن آن غصّه و اندوه وصفناشدنى به او دست دهد و افسوس خورد كه چرا آن را از حسنات و كارهاى نيك پر ننموده است ، و از اين است قول خداى تعالى : . . . ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ . . . « 1 » ؛ « 2 » آن روز ، روز غبن و پشيمانى ( بدكاران ) است . آرزوى شهادت در تاريخ طبرى در ضمن بيان وقايع روز عاشورا ، از ابو محنف نقل كرده كه گويد : عابس بن ابى شبيب شاكرى وارد شد ، درحالىكه شوذب غلام آزادشدهء شاكر همراه او بود . پس به او گفت : اى شوذب ! مىخواهى چه كنى ؟ گفت : چه كنم ؟ در كنار تو از حريم پسر دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دفاع مىكنم تا كشته شوم ، عابس گفت : من هم جز اين از تو انتظار نداشتم ، اكنون به نزد ابا عبد اللّه برو تا تو را چون ديگر اصحابش در شمار شهدا به حساب آرد و من نيز به سبب تو آزمايش بينم و پاداش الهى در مصيبت تو از خداى چشم دارم . همانا اگر الآن كسى بود نزديكتر از تو به من باز خوش داشتم او را
--> ( 1 ) . تغابن ( 64 ) آيهء 9 . ( 2 ) . ج 2 ، ص 172 .